سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

27

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

1 - عام : و آن فعلى است كه دلالت كند بر سعه مدلولش بطورى كه هيچ فعلى از افعال موجود در خارج از معناى آن بيرون نباشد و آن چهار ماده است : 1 - وجد ، 2 - ثبت ، 3 - حصل ، 4 - كان . و قدر مشترك بين تمام كلمه « استقرّ » مىباشد . 2 - خاصّ : و آن فعلى است كه دلالت بر محدوديّت مدلولش نموده بطورى كه معنايش با افعال ديگر چه بسا متباين و يا احيانا متضاد باشد نظير : ضرب ، جلس ، قام . تقسيم چهارم : فعل قلب و فعل جارحه فعل از نظر وسيله و آلت وقوعش بر دو قسم است : 1 - فعل قلب : و آن فعلى است كه آلت وقوعش روح يا قوّه باطنى باشد مانند : افعال يقين ، ظنّ و شكّ . 2 - فعل جارحه : و آن فعلى است كه آلت وقوعش اعضاء و جوارح باشد نظير سائر افعال همچون : منع ، قرء ، جاء . تقسيم پنجم : فعل تام - فعل ناقص فعل از نظر تمام و نقص معنايش بر دو قسم است : 1 - فعل تام : و آن اينستكه وجودش در خارج بنحو صدور از فاعل تنها بوده و به غير آن نيازى نداشته باشد مانند نوع افعال همچون : نصر ، ذهب . 2 - فعل ناقص : و آن اينستكه وجودش در خارج بنحو صدور تنها مستند بفاعل نبوده بلكه به غير آن نيز دارد مانند : كان ، صار ، اصبح .